سلام به همه ی دوستان بالاخره بعد از مدتی تاخیر مشکلی که در وبلاگ وجود داشت برطرف شد و به امید خدا حقیر در پی فعال کردن هر چه بیشتر این فضا هستم انشا الله بتوانم جواب لطف و مهربانی دوستان را بدهم
این غزل را داشته باشید تا بعد
می تواند هیجان ، چیز مهمی باشد
حامل حرف غم انگیز مهمی باشد
:تب یک عشق ، به بیمار ، سرایت کرده ست
[ تب؟
نه دکتر ! نکند چیز مهمی باشد؟]
:نه ! فقط داروی دردش چه بگویم سخت است
[نکند دکتر ! « تجویز» مهمی باشد ؟]
:نه عزیزم ! دلتان مشکل گفتن دارد
مثل حرفی که سرِ میز مهمی باشد –
و برای به کسی گفتن ِ این حرف بزرگ
به نظر می رسد انگیزه ، مهم می باشد
عقده ی حرف تو ای دل چکنم « غده » شده ست
دکترت گفته که دورت کنم از پنجره ات
شاید ای سوخته! ، « پرهیز» مهمی باشد
پچ پچ برگ و شب و چلچله – باید امسال
بی تو و پنجره ، پاییز مهمی باشد
مرگ ، در می زند اما تو کنارم هستی
نه ! نبایست ، که « برخیز » ِ مهمی باشد