به نام خدا
وقتي از او مي پرسم
(زيستن )چيست؟
عينكش را برمي دارد
و من با دو خورشيد
زير سايه اش
به (زندگي )گوش مي دهم
پدر
کسی که آمده باید....
بهار روي در و بام خانه ها چر خيد
بهار بود، كه آه پدر به گوش رسيد
وگرمي اش كه گرفت انتظار سارا را
َوزهره و من و دستان سرد رعنا را
دو چشم خسته ي از اظطراب عالم پر!
!دو چشم از (بله )!خالي و از (ندارم ) پر!
تمام روز ،نگاه همه به در، وا بود
دری که بسته تر از سینه ی معما بود
کسی که آمده باید کناردر باشد
چه بوی پر هیجانی !مگر پدر باشد
نگاه ما همه در اضطراب در پیچید
کسی در آمد و در مثل گرگ، زوزه کشید!
کسی که عطر عرق خوشترین ترانه ی اوست
کسی که خنده ی پر معنی اش نشانه ی اوست
کسی می آید و دستی که می رود از دست!
کسی که خستگی از تاب دادنش خسته است
نگاه می کند و حرف می زند باما
بدون آنکه لبی را تکان دهد بابا!
چه آتشی ست ،در آن چشم هاکه می خند د
چه قدر تیست؟ که مجرای اشک ، می بندد
کسی که دست و دهان حقیقتش خونی ست
کسی که هر که شبیه اش بیاوری او نیست
خداي من پدر امسال، سفره را چه كند؟
دو قرص ناني و اينقدر اشتها! چه كند
شب است و آينه پوشيده گرد هر شب را
فشرده است در آغوش ، مرد هر شب را
پدر و زمزمه ي فكر هاي بي تعطيل
و خنده اي كه به كا بوس ، مي شود تبد يل
..........
نپوش آينه اي از سكوت و غوغا را
به زهره ياد بده چيدن الفبا را
بگو كه(ن ا ن )بنويسد و بخش بخش كند
مگر كه پر شود از بخشش اش دهان سبد !
ولي نمي شود افسوس،« نان» كه يك بخش است
بلور كوچك احساس من دوباره شكست
بهار روي در و بام خانه مي چرخد
وآه رنج پدر عاشقانه مي چرخد
هواي ياس من از بوي كاش مي آيد
صداي هق هق سارا يواش ميآيد
پدر نگاه كن آن خانه ی مجلل را
وتوي با غچه اش ، رقص برگ مخمل را !
-وكودكان تميزش كه هي زدند مرا
و سالهاست ، كه بازي نمي دهند مرا
مرا به اسم نخواندند و ناسزا گفتند
وباز ، «بچه فقير محل ما » گفتند
و گفته اند ،كه بي كفش ، هاي و هو نكنم
وهيچوقت ،گلي بي اجازه بو نكنم
مگر تو آب به گلبوته ها نمي دادي ؟
مگر تو با غچه شان را صفا نمي دادي ؟
مگر طبيعت زيباي شهر ، كار تو نيست ؟
مگر بهار دل انگيزشا ن بهار تو نيست ؟
ببين عجیب و سخنگوست ، هر عروسكشان
وپر شده ست براي هميشه قلك شان
بگو عروسك سارا چرا گِليست، پدر ؟
چه قدرتيست ، در آنها كه در تونيست ، پدر ؟
اگر دوباره بیایند پیش من چکنم
که طعنه می زند اندامشان به پیرهنم
تفاوتی ست،اگر بین دینشان با ما
عوض کنیم ُبیا دین فقر را بابا!