تبليغاتX
(غزلکده ) ! (شعرهای مرتضی حیدری آل کثیر)
شعر ومطالب ادبی
هو المحبوب

 

با سلام خدمت همه ي دوستان عزيز سال نو رو به همه ي شما تبريك مي گم

با غزل در خدمت شما هستم

 

زير اين سقف كه پا بند تكاني هم نيست

لرزش شعر نباشد ، هيجاني هم نيست

شب !براي تب آيينه دراز است اما

شعر اگر باشد و ديدار تو آ ني هم نيست

چكنم چشم تو بر چشم من آوار شده ست

سر ِ اين زلزله جاي نگراني هم نيست

تو به ابري تر از اين فاصله مي انديشي

من به اين در د كه رد هيجاني هم نيست

عقده ي شعر مزين به نگاهت شده است

گيرم اين عقده نه!غده! سرطاني هم نيست

اين چه بيماري حادي ست كه پيدا كردم؟

قهرمانم توئي و از تونشاني هم نيست

 

پايدار باشيد

يا علي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 11:2  توسط مرتضی حیدری  |